شصت و پنجمین جلسه از سلسله درس گفتارهای عقاید امامیه / اثبات امامت امیرالمؤمنین علی(ع) ۹

در عرف اگر دو نفر که با هم مساوی هستند هر مقامی که یکی از ایشان داشته باشد آن فرددیگر هم نیز همان مقامات را دارد. و هر فضیلتی که حاصل شده برای پیامبر(ص) از فضائل همانند آن برای امیرالمومنین(ع) هم است وگرنه امیر المومنین(ع) نفس پیامبر(ص) نیست. منظور از یکی بودن پیامبر(ص) وحضرت علی(ع) قطعا جسمی نیست ومطمئنا در مقامات، فضایل، درجات و جایگاه است.

 
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین، اَلحَمدُلله الاوَّل بلا اول کان قبله و الاخر بلا اخر یکون بعدَهُ الذی بعد فلا یرى وقرب فشهد النجوى تبارک وتعالى ثم صلاه وسلام علی سیدنا ونبینا العبد الموید والرسول مسدد المصطفی الامجد حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد(ص) وعلی اهل بیت الطیبین الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعنه الدائم علی معاندیهم و مخالفیهم الی قیام یوم الدین آمین رب العالمین.
جلسه‌ی شصت و پنجم را در خدمت خواهران و برادران هستیم و جزء ۵ را خوانده و تقدیم به حضرت امام کاظم(ع) می نماییم.
 مسلمان شدن ابابکر در سنین میانسالی؛ مهمترین دلیل بر نفی عصمت وی
در جلسات گذشته؛ اثبات امامت امیر المومنین(ع) در قرآن،‌روایات و سنت نبوی بیان شد . از این جلسه به بعد فصل دیگری در اثبات امامت امیر المومنین(ع) آغاز می کنیم و براساس همان روشی که فاضل مقداد در لوامع الالهیه را طی کرده، یک بحث عقلی را آغاز می کنیم. در شاخه های این بحث عقلی یعنی درحقیقت در صغرای مبحث ما از روایات استفاده می کنیم. (مباحث عقلی شامل صغری، کبری و نتیجه است) به طور مثال هر انسانی عاقل است و هر عاقلی قدرت تمیز بین خوب و بد را دارد پس هر انسانی قدرت تمیز بین خوب و بد را دارد. اولین قسمت یعنی عاقل بودن هر انسانی باید ثابت شود و سپس باید اثبات شود هر عاقلی قدرت تمیز بین خوب و بد را دارد، صغری اثبات شد کبری هم اثبات شداز تلفیق این دو نتیجه آخر به دست می آید.
فاضل می گوید: گفتیم از شرایط امام این است که؛ عقل می گوید، امام باید معصوم باشد و  عصمت امیر المومنین(ع) را اثبات کردیم پس حضرت علی(ع) امام است. امام باید معصوم باشد، خلیفه اول معصوم نبود پس خلیفه اول امام نیست. این می شود صغری،‌کبری و نتیجه. معصوم بودن امام که صغرای قضیه است و از شرایط امام است را ما در گذشته اثبات کردیم. در قسمت کبروی قضیه می خواهیم عصمت امیر المومنین(ع) را ثابت کنیم و نیز اثبات کنیم دیگران معصوم نبودند و از این صغری و کبری نتیجه گیری کنیم. در واقع اصل قضیه، عقلی است اما در فرع آن از روایات و تاریخ هم استفاده می کنیم.
بحث و اختلاف نظر پیرامون حضرت علی(ع) و ابوبکر است. تمامی فرق شیعه همه معتقدند که امیرالمومنین(ع) امام اول است و غالب اهل سنت هم بر این عقیده اند که ابوبکر امام بلافصل بعد از پیامبر(ص) است و یک عده قلیلی هم عباس عموی پیامبر(ص) را خلیفه بلافصل می دانند. تاریخ گواهی می دهد که امیر المومنین(ع) معصوم بوده و دلایلی بر عصمت ایشان وجود دارد و ابابکر معصوم نبوده و دلیلی نیز برای نفی عصمت وی وجود دارد. مهمترین دلیلی که بر نفی عصمت ابابکر وجود دارد این است که وی مدتی کافر و مشرک بوده و بعدا اسلام آورده یعنی در سنین میانسالی مسلمان شده پس معصوم نیست چون مدت زیادی از عمرش را درجهالت گذرانده، اما همه می دانند که امیرالمومنین از همان آغاز موحد بوده و در یک خاندان اهل توحید بزرگ شده و پدر و اجدادش نیز همه موحد بوده اند و اولین کسی هم بوده که درهمان سنین نوجوانی به پیامبر(ص) ایمان آورده و در همان سنین آغاز بلوغ وارد اسلام شده و اصلا کفر و شرک را درک نکرده است.
اعتراف ابابکر بر مناسب نبودن وی برای مسند خلافت
نصوص فراوانی مانند آیه تطهیر و روایات بسیاری که بیان شد دلالت بر عصمت امیرالمومنین(ع) می کند اما ابابکر خود بر بالای منبر سخنی می گوید که نشان دهنده عدم عصمت ایشان است، ابابکر چندین مرتبه بر بالای منبر گفته است «اقیلونی اقیلونی فالست بخیرکم و علیٌ فیکم/ در امر خلافت از من صرف نظر کنید  (شما مردم من را انتخاب کردید (به گمان خود) پس حالا آن را فسخ کنید) چون من بهترین شما نیستم در حالی که علی بین شماست » (احتجاج شیخ طبرسی،ترجمه مازندرانی، ج ۱، ص۱۳) . اقاله کردن یعنی فسخ کردن در دعا نیز می خوانیم؛ «یا من اقال عسرتی / ای کسی که لغزش من را فسخ و باطل می کنی».
جالب است اهل سنت نیز خود این جمله را به نقل از ابوبکر قبول دارند ولی آن را تحریف کرده اند و در ادامه روایت آورده اند که ابوبکر گفت: اقیلونی ….. و امیرالمومنین(ع) در پایین منبر فرمود: نه ما هیچ گاه بیعت تو را فسخ نمی کنیم پیامبر(ص) تو را برای آخرت ما برگزیده ما چه را برای دنیای خود انتخاب نکنیم.
ما می گوییم اگر این اکاذیب نیز درست باشد اما خود ابابکر قائل بر این بوده که برای خلافت مناسب نیست پس این دلیلی است برنفی عصمت ایشان.
در زمینه تفسیر قرآن نیز هنگامی که از ابابکر سوال می شد به طور مثال از معنی کلمه «کلاله»‌که در قرآن آمده است از ابابکر سوال شد و ایشان گفت: من یک معنایی می گویم اگر این معنا درست بود از طرف خداست و اگر درست نبود از من و شیطان است. (این جمله فریاد می زند که این فرد معصوم نمی باشد).(زمخشری در کشاف، ج ۱، ص۴۸۶؛ سیوطی، درالمنثور، ج۲، ص۴۴۳)
 پس معلوم می شود این شخص معصوم نیست ونمی شود روی آن حساب کرد. ما نیز اثبات کردیم که امام باید معصوم باشد. یا باید شرط عصمت امامت را برداشت که این از دلایل عقلی است و ربطی به شیعه یا سنی بودن ندارد.
نتیجه این می شود که ابوبکر معصوم نیست و در مقابل حضرت علی(ع) معصوم است پس ایشان امام اول است.
ما اعتقاد داریم امام باید منصوص علیه باشد و از طریق عقل اثبات کردیم چون صفت عصمت را کسی نمی داند پس خدا باید تعیین کند. در این قضیه صغری این است که امام باید منصوص علیه باشد، کبرای قضیه این است که برای امیرالمومنین نص صریح وجود دارد (در جلسات گذشته نصوص بیان شد) یک دسته از نصوص جلی هستند یعنی کلمه خلیفه و ولی در آن نصوص آمده است و نص خفی هم داریم که صراحتا واژه خلیفه نیامده اما از معنای آن روایت و یا عملکرد سنت پیامبر(ص) مشخص می شود که امیرالمومنین(ع)علی القاعده جانشین پیامبر(ص) است، مانند تبلیغ سوره برائت. پس براساس این صغری و کبری نتیجه می گیریم علی(ع) امام بعد از پیامبر(ص) است.
و نیز اینکه؛ کلما وجب کَوْنُه افضل / امام باید با فضلیت ترین مردم باشد؛ صغری این است که واجب است امام افضل مردم باشد، کبری این است که امیر المومنین(ع) افضل مردم می باشد (افضلیت علی(ع) را در ادامه اثبات خواهیم کرد) پس نتیجه می گیریم علی(ع) امام است.
صغری این قضیه را که امام بایدافضل باشد را در گذشته اثبات کردیم که عقل هر انسان سالم العقلی می گوید امام باید افضل باشد. به طور مثال در یک اداره یک فرد با فضیلت را به عنوان مدیر انتخاب می کنند نه یک فردی که فضیلتی ندارد.
تقدیم مفضول بر فاضل عقلا قبیح است
حتی کسی مانند ابن تیمیه که دشمنی بارز و آشکاری با مبانی تشیع دارد وقتی به این قاعده عقلی می‌رسد اذعان می دارد که؛ قبح تقدیم مفضول بر فاضل را تایید می کند و معتقد است عقل بر این گواهی می دهد (آیت الله میلانی، جواهر الکلام، ج۱ ).
حال یک سوال در اینجا پیش می آید که شخصی مانند ابن تیمیه که پدر فکری وهابیت است و از سرسخت ترین دشمنان نسبت به اهل بیت(ع) و تشیع است، اگر قبح تقدیم مفضول بر فاضل را قبول دارد، پس چگونه است که بر خلافت ابوبکر معتقد شده است؟
پاسخ: علمای اهل سنت در مواجه با قاعده قبح تقدیم مفضول بر فاضل دو دسته می شوند؛ دسته اول، این قاعده را قبول دارند. مانند ابن تیمیه و بعد از اینکه این قاعده را تایید کرد، تلاش می کند تا اثبات کند ابوبکر فاضل است و می گوید عقلا
خیلی از فرقه‌های اهل سنت می‌گویند به همین ترتیبی که خلفا هستند، فضلشان هم به همین ترتیب است، یعنی از همه بافضیلت‌تر ابوبکر است، بعد از او کسی که فضلیتش کمتر است عمر، بعد از آن عثمان و در نهایت کسی که فضلش از این سه کمتر است امیرالمؤمنین (ع) است.
عده‌ای این قاعده عقلی مسلم را قبول ندارند مانند ابن اب‌الحدید معتزلی (شارح نهج‌البلاغه). زیرا نمی‌توانند اثبات کنند ابوبکر بافضیلت‌تر از علی (ع) است. ابن حدید در ، در خطبه اول می‌گوید:« الحمدالله الذی قدم المفضول علی الفاضل / سپاس خدایی که به کمال منفرد است و مفضول را بر فاضل مقدم کرد به مقتضای مصلحت تکلیف.»
ابن ابی الحدید معتزلی ۱ـ کاری که عقلا قبیح است را تأیید می‌کند. ۲ـ این کار قبیح را به گردن خدا می‌اندازد. یعنی تفکر جبر این را خواسته است. از عدل خدا به دور است که چنین عمل کند. خدا اگر خدای عادلی است هیچ‌وقت مفضول را بر فاضل مقدم نمی‌دارد. (جلد اول شرح نهج‌البلاغه، صفحه ۳)
 ریشه‌یابی این تفکر برمی‌گردد به بحث عدل که در آینده خواهیم گفت.
شیعه اعتقاد دارد حُسن و قبح عقلی است. در کلیت تشخیص خوب و بد افعال عقل ملاک  است؛ این که چه کاری خوب است و چه کاری بد است است. عقل است که تصمیم می گیرد. در حالی که برخی از اهل سنت می گویند حُسن و قبح شرحی است، یعنی هرکاری خدا کرد خوب است. شیعه و معتزله می‌گوید هر کاری خدا بکند خوب است، غلط است. خدا فقط کار خوب می‌کند. یعنی کار خوب یک تعریفی دارد و خدا فقط آن کار خوب را انجام می‌دهد. عقل می گوید تقدیم مفضول بر فاضل بد است و خدا کار بد نمی کند. این تفکر از ریشه دار بودن حسن و قبح شرعی نشأت می گیرد.
 در دنیای اسلام اکثر اشاعره هستند؛ مسلک اشاعره قائل به کسب هستند و معتقدند انسان اختیاری ندارد و فقط کسب می کند و گویش دیگری از جبر است یعنی اگر کسی کار بدی انجام می دهد خودش نخواسته بلکه این خداست که خواسته تا او این کار بد را مرتکب شود و این را با توجیحات عرفانی که دارند بیان می کنند.
اما شیعه معتقد است که نه جبر است ونه اختیار مطلق و قائل به امربین الامرین است در اهل تسنن هم فرقه ماتریدیه که در سمرقند و یک محدوده خاصی هستند مانند تفکرات شیعه دارند.
در بحث خلافت هم معتقدند خدا خواسته که ابوبکر اول باشد، اگر خدا می خواست قطعا جور دیگری مطرح می شد.
امیر المومنین(ع)؛ نفس پیامبر(ص) 
صغری مبحث ما این است که تقدیم مفضول بر فاضل عقلا قبیح است و همچنین تقدیم فاضل بر مفضول عقلا واجب است.
کبری مبحث این است که امیرالمومنین (ع) افضل است و ما در ادامه بحث می خواهیم ثابت کنیم که امیرالمومنین(ع) افضل است
المقصد الرابع: فی التفضیل و دفع المطاعن و فیه مرصدان:
 [المرصد] الأوّل: فی التفضیل، و فیه فصلان:
 [الفصل‏] الأوّل: إنّ علیا صلوات اللّه علیه و آله أفضل الخلق بعد رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله، «اللوامع الإلهیه فی المباحث الکلامیه، ص: ۳۸۳»
(معتزله خود بر دو دسته اند؛ معتزله بصره و معتزله بغداد.)
معتزله بغداد معتقدند امیرالمومنین(ع) افضل است مانند ابن ابی الحدید معتزلی.
و هو مذهب معتزله بغداد و عطاء و مجاهد من التابعین، و الشیعه کافه قدیما و حدیثا، و لنا فی المطلوب مسلکان: عطاء و مجاهد که از تابیعن هستند و شیعه چه قدمای ایشان و چه متاخرین معتقد بر افضلیت امیر المومنین هستند
و نصوصی که دلالت بر افضلیت امام علی(ع) می کند به دو صورت اجمالی و تفضیلی بیان شده اند؛
نصوص اجمالی: چند وجه هستند؛
[المسلک‏] الاوّل: النصّ على أفضلیته إجمالا، و هو من وجوه:
وجه اول: [الوجه‏] الأوّل: أنّه مساوی النبی صلّى اللّه علیه و آله و النبی أفضل، و مساوی الأفضل أفضل
أمّا الأولى: فلقوله تعالى: فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ « آل عمران ، آیه ۶۱٫» و اتّفق المفسّرون على أنّ المراد بالنساء فاطمه، و بالأبناء الحسنان، و بالأنفس هو علی علیه السّلام، و من المحال أن تکون نفس علی علیه السّلام هی نفس النبیّ صلّى اللّه علیه و آله حقیقه، فبقی أن یکون المراد المثلیه، و المثلیه هی التساوی، و المتساویان- کما عرفت- هما اللذان یسند أحدهما مسند صاحبه، فیقتضی ذلک أنّ کلّ ما حصل لمحمّد صلّى اللّه علیه و آله من الفضائل فمثله حاصل لعلیّ علیه السّلام إلّا ما أخرجه الدلیل فیبقى عاما فیما سواه. و أمّا أنّ محمّدا صلّى اللّه علیه و آله أفضل فهو ممّا لا شبهه فیه فیکون علیّ علیه السّلام کذلک، و هو المطلوب.
امیرالمومنین(ع) مساوی پیامبر(ص) است،‌مساوی افضل هم افضل است پس امیرالمومنین(ع) هم افضل است( امیر المومنین نفس وجان پیامبر است)
در داستان مباهله؛ همه مفسران شیعه و سنی اتفاق دارند بر اینکه مراد از زنان، حضرت زهرا(س) هستند و مقصود از  پسران، حسنین(ع) هستند و مراد از انفس حضرت علی(ع) که بجای پیامبر(ص) آمده است و همه مفسرین شیعه و سنی معتقدند بر این که امیر المومنین(ع) نفس پیامبر(ص) است و مسلم است که حقیقتا علی(ع) خود شخص پیامبر(ص) نیست پس منظور تماثل وشبیه بودن است یعنی در تمام خصوصیاتی که پیامبر(ص) دارد امیرالمومنین(ع) نیز همین گونه هستند. در عرف نیز همین گونه است دو نفر که با هم مساوی هستند هر مقامی که یکی از ایشان داشته باشد آن فرددیگر هم نیز همان مقامات را دارد. و هر فضیلتی که حاصل شده برای پیامبر(ص) از فضائل همانند آن برای امیرالمومنین(ع) هم است وگرنه امیر المومنین(ع) نفس پیامبر(ص) نیست. منظور از یکی بودن پیامبر(ص) وحضرت علی(ع) قطعا جسمی نیست ومطمئنا در مقامات، فضایل، درجات و جایگاه است.
پیامبر(ص)افضل خلایق است و براین اساس امیر المومنین(ع) هم افضل خلایق است.
حضرت علی(ع) محبوبترین خلایق نزد خداوند
وجه دوم: [الوجه‏] الثانی: خبر الطائر، خبر طائر (مرغ)؛
و هو قوله صلّى اللّه علیه و آله: اللهمّ ائتنی بأحبّ خلقک إلیک یأکل معی من هذا الطائر» فجاء علیّ علیه السّلام، و الخبر مشهور متواتر، و معلوم أنّ المحبه هی کثره الثواب التی هی عباره عن الأفضلیه، فمن کان أحبّ فهو أفضل.
لا یقال: لفظه «أحبّ» لیست باقیه على العموم؛ إذ یحتمل أن یکون أحبّ فی کلّ الأمور و فی بعضها، فلا یکون دلیلا على الأفضلیه. لأنّا نقول: هذا باطل؛ لأنّه خلاف الظاهر، فإنّ قوله: «أحبّ خلقک إلیک» یقتضی العموم لمکان الإضافه، فجرى مجرى قولنا: زید أفضل الناس، فإنّه یقتضی العموم.
خبر طائر، خبر مشهور و متواتری است که شیعه وسنی هر دو ناقل این خبر هستند که برای پیامبر(ص) یک خوراک مرغ آوردند (انبیاء‌الهی این گونه بوده اند که تنها غذا نمی خوردند) برای همین دست به دعا برداشتند و فرمودند خدایا محبوبترین خلقت را برای من بیاور که با هم این مرغ را بخوریم؛ انس بن مالک می گوید سه مرتبه حضرت امیرالمومنین(ع) مراجعه کرد ودر هر سه مرتبه من او را رد کردم؛ (در اینجا سه نقل گفته می شود که در مرتبه سوم براساس یک نقل پیامبر(ص) فرمودند اگر علی(ع) است بگو بیاید داخل و در نقل دیگر آمده است که حضرت علی(ع) خود در را هل داده و وارد شدند). سپس پیامبر(ص) فرمود: انس بن مالک چرا نمی گذاشتی علی(ع) وارد شود. انس بن مالک چون می خواستم یکی از خانواده خودم بیاید به این دلیل که شما دعا می کردید خدایا محبوبترین خلقش را بفرستد.
اینکه می فرماید به «احب خلقک الیک» یعنی حضرت علی(ع) با فضیلت ترین مردم هستند. مسلما خدا کسی را که فاضل است رها نمی کند، مفضول را دوست داشته باشد.
پس نتیجه می گیریم آن کسی که «احب خلق الله الی الله» است او افضل خلایق است ، یعنی امیر المومنین(ع).
بعضی‌ها ممکن است بگویند لفظ «اَحب» عمومی نیست. شاید در بعضی امور محبوب خدا است. که در جواب می‌فرماید نه این خلاف ظاهر است، ظاهراً اینطور است که شما وقتی می‌گویی «اَحب خلقک الیک»این از عموم می‌آید. وقتی شما می‌گویید زیدٌ افضل الناس، از این استنباط می‌شود که فلانی افضل مردم است نه در چیزهای خاص. یعنی عموم را می‌گوییم. اگر بگوییم افضل در علم یعنی مخصوص کرده‌ایم. در قاعده عربی وقتی می‌گویند فلانی اَحب است و آن را به چیزی اضافه نمی‌کنند و تخصیص نداده‌اند، پس یعنی عمومی است و در همه چیز محبوب و افضل است.

منبع: سایت روضه الشهداء

رزومه

دکتر حسین محمدی فام متولد سال ۱۳۵۸ در تهران می باشد که تحصیلات خود را در رشته الهـیات و معارف اسلامی گذرانده است. کارشـناسـی علوم قرآن و حدیـث، کارشــناسـی ارشد تفسیــر قرآن و

دکتـری تخصـصـی مذاهـب کلامـی، مقاطع تحصیـلی ایشـان اسـت.

وی از نـوجــوانـی به مـــداحـی اهـل بـیـت علیـهم الـسـلام‌ پـرداخـتـه و

هم اکنون مدیر هیأت (حسینیه) و مجموعه مذهبی فرهنگی روضة الشـهدا است.سخنرانی، تـدریس دانشـگاه، مدیریت کانال تـلگرامی “مـداحـی عالـمـانـه”  و کـانـال تـخـصـصـی “عـقـائد امامیه” ، مـشـاوره

مـــذهـبـی و خــانـوادگـی، ســرودن شـعـر و تــربـیـت شـاگـرد، از دیــگــر

فعالیت های ایشان است.

lovely indian porn originalindianporn.mobi incredible india
elugu gay.sex chat justindianporn.pro sxe video indian sunny leone nude pics 2016 pornindianvideos.pro ssrmovies xhmester indian porn indianwank.pro sexy indian girl gets fucked jiggle boobs indianmovs.pro kutty movie collections
love making pics indianpornvideos.pro tamil aunty nude photo indian sex 3gb indiansexgate.pro tamil xxx indian sexy hd video hd dirtyindianporn.mobi college girls xnxx sex vedios kowalsky freesexyindians.pro sesvidio sex videos in tamil nadu indiansexpussy.pro forced defloration
free desi sex scandal indiansexmovies.mobi bur ki chudai naked kerala hindisexmovies.pro mumbai hotel sex indian girl ki chut originalindianporn.mobi sex videosfreedownloads xnxx condom justindianporn.pro x videos beautiful porn videos live imhoporn.com real pornhub xvideos best porn videos machine porneff.com redwap indian porn

تلفن روابط عمومی روضة الشهدا:   09329431910

تلفن کانون فرهنگی روضة الشهدا: 02144431828

تلفن مرکز نیکوکاری روضة الشهدا: 02144431463

 

کلیه حقوق محفوظ است

Template Design:Dima Group