جدیدترین مطالب
جلسه صد و شانزدهم: جبر و اختیار

جلسه صد و شانزدهم: جبر و اختیار

جبر و اختیار

جلسه صد و شانزدهم: توحید ۶

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند وقتی به بشر عقل داده بی‌دلیل عقل او را نمی‌گیرد بلکه در مواردی که انسان اصرار دارد که کاری را انجام دهد و خداوند اصرار دارد آن فعل انجام نشود، سَلَبَ الْعِبادَ عُقولَهُمْ فَاَنْفَذَ اَمْرَهُ صورت می‌گیرد تا امر خدا نافذ شود البته خداوند از طرق بسیاری می‌تواند امرش را جاری کند.

امر خداوند از طرق بسیاری جاری می‌شود

در جلسات گذشته مواردی درباره مشیت مطرح شد، عوامل گوناگونی در اعمال مشیت خداوند وجود دارد.
در روایتی از امام رضا(ع) آمده است؛ « امام رضا علیه السلام : اِذا اَرادَ اللّه ُ اَمْرا سَلَبَ الْعِبادَ عُقولَهُمْ فَاَنْفَذَ اَمْرَهُ وَ تَمَّتْ اِرادَتُهُ فَاِذااَنْفَذَ اَمْرَهُ رَدَّ اِلى کُلِّ ذى عَقْلٍ عَقْلَهُ فَیَقولُ کَیْفَ ذا؟ وَ مِنْ اَیْنَ ذا؟ / هر گاه خداوند چیزى را اراده کند و بخواهد، عقل‌هاى بندگان را از آنها مى‌گیرد و حکم خود را اجرا مى‌کند و خواسته خود را به پایان مى‌رساند. همین که حکم خود را اجرا کرد، عقلِ هر صاحب عقل را به او بر مى‌گرداند، آنگاه او مرتب مى‌گوید: چگونه و از کجا چنین وچنان شد.»
به طور مثال خداوند می‌خواهد به فقیری از دست یک شخصی پولی برسد در حالی‌که این شخص هیچ علاقه‌ای برای کمک به فقیر ندارد اما خداوند تقدیر فرموده که این پول از دست این شخص به فقیر برسد، خداوند در اینجا برای لحظه‌ای عقل این فرد را می‌گیرد و وقتی عمل انجام شد و اراده خداوند به اتمام رسید، عقل آن شخص برمی‌گردد و با خود می‌گوید چه اتفاقی افتاد؟!
همه ما در زندگی رفتار مثبت یا منفی داشته‌ایم که پس از انجام آن عمل از خود پرسیده‌ایم که چرا این عمل انجام شد. درست است که انسان باید خود را مصاحبه کند اما یکی از احتمالات این است که خداوند خواسته آن اتفاق بیفتد. بسیاری از کرامات اینگونه اتفاق می‌افتد.
البته به نظر می‌رسد این روایت امام رضا برای موارد خاص است و خداوند که به بشر عقل داده بی‌دلیل عقل او را نمی‌گیرد بلکه در مواردی که انسان اصرار دارد که کاری را انجام دهد و خداوند اصرار دارد آن فعل انجام نشود، سَلَبَ الْعِبادَ عُقولَهُمْ فَاَنْفَذَ اَمْرَهُ صورت می‌گیرد تا امر خدا نافذ شود البته خداوند از طرق بسیاری می‌تواند امرش را جاری کند.

دخالت خداوند بر افعال انسان

معتزله بر این عقیده است که انسان هر کاری که بخواهد انجام می‌دهد و خداوند دخالتی در افعال انسان ندارند اما شیعه امامیه بر این عقیده است که خداوند نیز در افعال انسان دخیل است.
قرآن کریم می‌فرماید: «… وَاللَّهُ غالِبٌ عَلىٰ أَمرِهِ …/ … خداوند بر کار خود پیروز است، … (سوره یوسف، آیه ۲۱)» امر خداوند توسط فرد باید انجام شود از همین‌رو خداوند عقل انسان را می‌گیرد. موارد اینچنینی کاملا جبر است.
گاهی اوقات جبر و اختیار در افعال انسان معنی می‌شود. در انجام برخی افعال ما اراده می‌کنیم اما برخی از افعال هم به‌طوری است که انسان هیچ قصدی برای انجام آن ندارد اما آن فعل را انجام می‌دهد.
حوزه اعمال انسان بر دو نوع است؛ اعمال ارادی مانند غذا خوردن، نماز خواندن و … ، اعمال غیر ارادی مانند زلزله، باران و …
«لا جبر و لا تفویض» در حقیقت به این معنی است که نه اعمال جبری، جبر مطلق است و نه اعمال ارادی براساس اراده مطلق است. آن چیزی که بشر تصور می‌کند ارادی است کاملا هم ارادی نیست. در اعمال جبری هم انسان گاهی می‌تواند نقش داشته باشد. شیعه امامیه معتقد به بداء است و انسان مومن می‌تواند خطر زلزله را دفع کند.
در روایات امامان معصوم(ع) نیز آمده است؛ «الدّعاُ یَرُدُّ القضاءَ وَ قَد اُبرِمُ اِبراماً/ دعا (آنچنان است) که مقدّرات حتمی الهی را دگرگون می‌کند!»
دعا قضا را برمی‌گرداند حتی اگر آن قضا محکم و قطعی شده باشد.
شیخ طوسی درباره عبارت «لا جبر و لا تفویض» می‌گوید: اراده بنده علت قریبه فعل و اراده حق علت بعیده آن است.
یکی دیگر از معانی «لاجبر و لا تفویض» برای انجام یک فعل اراده خدا و اراده بنده در یک راستا قرار می‌گیرد. در حقیقت نه اراده خداوند است که به معنی جبر باشد و نه اراده انسان به تنهایی است که به معنی تفویض باشد بلکه هر دو باید در کنار هم باشد. زمانی یک فعل و عملی انجام می‌شود و تکون خارجی پیدا می‌کند که اراده دور یعنی اراده خداوند در راستای اراده نزدیک یعنی اراده انسان قرار بگیرد.
تعابیر دیگری هم در این باره وجود دارد از جمله اینکه انسان در فعل خود مختار است اما مستقل نیست بلکه خداوند متعال از راه اختیار و اراده انسان تحقق این فعل را خواسته است. اما برای اینکه این فعل جامع تحقق پیدا کند خداوند باید اراده تکوینی یا به عبارت دیگر مشیت کند.
در بسیاری از دعاها نیز آمده است که از خدا می‌خواهیم او بجای ما مشیت کند و تدبیرش را بجای تدبیر ما قرار دهد و حضرات معصومین اینگونه بودند که قلوب‌شان ظرف مشیت خداوند است. و مشیت خدا از طریق اهل‌بیت(ع) جاری می‌شود. در زیارت هفتم امام حسین(ع) نیز می‌خوانیم؛ إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُمْ/ خواست پروردگار در اندازه‌گیری‌هاى امورش به سوى شما فرود می‌آید، و از خانه‌هاى شما صادر میگردد،».
در داستان‌های عرفا نیز آمده است که فقط آنچه را می‌خواستند که خداوند برای‌شان خواسته است و به تعبیری می‌توان از آن به جبر اختیاری یاد کرد.
در ادعیه نیز آمده است؛ «الهی اغننی بتدبیرک لی عن تدبیری و باختیارک عن اختیاری؛ خداوندا! با تدبیر خود از تدبیرهای ناقصم بی نیازم فرما و از اختیار خود بهره مندم بساز.» در ادعیه بسیاری عباراتی با این مضمون وجود دارد.

منبع: حسینیه مجازی روضه الشهداء

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>